معرفی کتاب

کتاب احتمالا گم شده ام

کتاب احتمالا گم شده ام

کتاب احتمالا گم شده ام ؛ قصه زنی که می‌خواست خودش را پیدا کند، نوشته سارا سالار است که نشر چشمه آن را به چاپ رسانده است. داستان « احتمالا گم شده‌ام » روایتی متفاوت از زندگی زنی است که بیشترین دغدغه‌ی او، رابطه‌اش با دختری به نام گندم است؛ که این موضوع در طول داستان مخاطب را به نقطه‌ای می‌رساند که احتمال می‌دهد گندم و راوی یکی شده‌اند، یا یکی هستند. این زن به دنبال این است که در خلال جست‌وجوهایش در گندم، خود گمشده‌اش را پیدا کند.

درباره‌ی نویسنده کتاب

کتاب احتمالا گم شده ام، نام اولين رمان سارا سالار است. اين کتاب، تناقضات و پیچیدگی‌های روحی یک زن را به‌تصوير می‌کشد. داستان، روايتگر زنانی است که روح ماجراجو و پرشیطنتی دارند، اما هنجارهای جامعه و خانواده و نقش‌هايی که در اجتماع پذيرفته‌اند، آنها را محدود کرده است‌.
کتاب احتمالا گم شده ام نوشته‌ی سارا سالار که برنده‌ی جایزه‌ی بهترین رمان اول سال‌های ۸۸ – ۱۳۸۷ از بنیاد ادبی هوشنگ گلشیری است، با استقبال مخاطبان مواجه و تا امروز بارها تجديد چاپ شده است.


بیوگرافی سارا سالار همسر سروش صحت

سارا سالار که همسر سروش صحت (بازیگر، نویسنده و کارگردان) است، علاوه‌بر داستان‌نویسی در حوزه‌ی ترجمه هم فعالیت می‌کند. این کتاب توسط انتشارات «Kirchheim» درکشور آلمان هم منتشر شده و مورد استقبال قرار گرفته است. عنوان دومين کتاب سارا سالار «هست و نيست» است.
سارا سالار متولد ۱۳۴۵ در زاهدان، نویسنده است. سروش صحت با سارا سالار نویسنده ازدواج کرده این دو بعد از ۸ سال زندگی مشترک در سال ۸۰ صاحب یک فرزند پسر بنام سورنا شدند.

بیوگرافی سارا سالار از زبان خودش

۱۳ – ۱۴ سالی می‌ شود که مشغول نوشتن هستم، با داستان کوتاه شروع کردم بعد از مدتی تصمیم به ترجمه گرفتم. یکی دو تا مجموعه داستان ترجمه کردم، بعد از تجربه‌ ی ترجمه بود که فهمیدم نمی‌توانم از نوشتن دست بکشم. فهمیدم که نوشتن واقعا بخشی از وجودم است و با از دست دادن این بخش با هیچ‌ کار دیگری احساس خوبی نخواهم داشت. این بار تصمیم گرفتم داستان بلند بنویسم.

خودم هستم
در طول این سال‌ ها یادم گرفتم که همواره خودم باشم و فیلم بازی نکنم وقتی ناراحتم، واقعا ناراحتم و به خاطر جمعی که در آن قرار دارم ادای خوشحال‌ ها را در نمی آورم، وقتی هم که خوشحالم، باز همین کار را می کنم. این موضوع باعث می شود از زندگی لذت بیشتری ببرم.

شلوغی را دوست دارم

یکی از ویژگی های اخلاقی من این است که دوست دارم همیشه در بین مردم باشم و هیچ‌ وقت نخواسته‌ ام از جمعیت فاصله بگیرم. کنار مردم قرار گرفتن به من حس آرامش می دهد به همین خاطر همیشه به جمعیت پناه می برم و از جای هایی آرام و خلوت بیزارم.

به اصفهانی ها نرفتم
شم اقتصادی ام به اصفهانی ها نرفته و در خرج کردن هیچ حساب و کتابی ندارم ضمن اینکه هنوز برای نوشتن اعداد به ریال مشکل دارم و موقع خواندن آنها باید صفرها را بشمارم (باخنده)

راضی ام

من الان خیلی از زندگی و کارم راضی هستم. سعی می‌ کنم همه کارهایی را که قبلا انجام می‌ دادم، ادامه دهم و فقط قند، شکر، نمک و چربی کمتر بخورم.

غذاهایی که دوست دارم
من همه جور غذا را دوست دارم. خیلی هم با لذت غذا می خورم اما بعضی غذاها را بیشتر دوست دارم مثلا غذاهای محلی مثل باقلاقاتوق، میرزا قاسمی، بریونی و ماهی کباب جنوب را خیلی دوست دارم اما در کل باید بگویم اصولا غذا دوست دارم.

علاقه به شعر
زیاد می خوانم و به شعر کهن هم خیلی علاقه دارم شعر معاصر هم می خوانم. هر وقت غمگین و افسرده یا آشفته ام شعر به من خیلی کمک می کند، شعرهای سعدی را به شدت دوست دارم. به حافظ و مولوی و خیام هم علاقه دارم و عطار برایم به شدت جذاب است، فروغ فرخزاد و شعرهای آخر سهراب سپهری را دوست دارم.


درباره کتاب احتمالا گم شده ام

راوی اين قصه دختری همدانی است که پدرش را ازدست داده، مادرش معتاد است و دو برادر کوچک‌تر از خودش دارد. راوی در مقطع دبيرستان با دختری به‌نام گندم آشنا می‌شود. گندم تک‌فرزند است و پدری پولدار دارد اما پدرومادرش از هم جدا شده‌اند. راوی و گندم با هم در دانشگاه تهران قبول می‌شوند و در دوران تحصيل در يک خوابگاه زندگی می‌کنند.

کتاب احتمالا گم شده ام از زبان مادری روایت می‌شود که در طول یک روز، میان خاطراتش و واقعیت در رفت‌وآمد است. بيشترين دغدغه‌ی او در اين خاطرات رابطه‌اش با دختری به‌نام گندم است و تفاوت‌های فاحش بین آنها باعث سردرگمی راوی می‌شود. راوی دختری مذهبی و مقید به چهارچوب‌های اخلاقی و دینی است، اما گندم به‌عنوان دختری آزاد طبق تمايلاتش رفتار می‌کند و اين موضوع در طول داستان مخاطب را به نقطه‌ای می‌رساند که احتمال می‌دهد، گندم و راوی يکی شده يا يکی باشند. راوی به‌دنبال اين است که در خلال خاطراتش و پرداختن به شخصيت گندم، خودِ گمشده‌اش را پيدا کند.

راوی در مسیر داستان به‌خاطر خاطراتی که به ذهنش هجوم می‌آورند و آشفتگی‌های ذهنی‌اش درمورد گذشته با دکتر روان‌شناس صحبت می‌کند؛ گویی روان‌شناس، مخاطبان داستانش هستند که در مسیر داستانش به سؤال‌های ایجادشده در ذهنش پاسخ می‌دهند.

نکته:

پراکنده‌گویی‌های کاملا هدف‌دار نویسنده به گره‌گشایی و پیشبرد فضای داستان کمک می‌کند و ذهن مشوش راوی را برای مخاطب ترسيم می‌کند. روای نه‌تنها در گذشته بلکه در زمان حال نیز دچار تردید است، مثلا آیا مادر خوبی برای پسرش است؟ و این تردید در مواجه با مسائل مختلف بیشتر او را آشفته می‌کند.

یکی از نکات قوت این رمان، شخصیت‌پردازی آن است که خواننده کاملا می‌تواند با آن همذات‌پنداری کند. نویسنده به‌طور مستقیم و مستقل شخصیت راوی را معرفی نمی‌کند. مخاطب تا آخر داستان نمی‌تواند حدس بزند راوی و گندم دو شخصيت مجزا هستند يا جنبه‌هایی متفاوت از يک شخصيت؛ شاید هم هیچ‌وقت نتواند به یک نتیجه واحد برسد. عنوان «احتمالا گم شده ام» برای اين قصه کاملا بيانگر مضمون و محور اصلی داستان است که نویسنده با ذکاوت چنین عنوانی را انتخاب کرده.

توجه:

در کتاب احتمالا گم شده ام محور اصلی داستان، شخصیت راوی است. نویسنده با شخصیت‌پردازی، داستان را پیش می‌برد و خواننده با تحلیل شخصیت راوی به اهداف داستان پی می‌برد.

يکی از ویژگی‌های این کتاب نحوه اطلاعات دادن به مخاطب است؛ در خلال خاطرات راوی، اين اطلاعات به‌سادگی دراختيار مخاطب قرار می‌گيرد. داستان گرچه تقريبا کوتاه است، اما آن‌قدر ساده و صمیمی با راوی همراه می‌شویم و با او به زاهدان سفر می‌کنيم یا در خوابگاه‌های دانشجویی دهه‌ی ۶۰، مطب دکتر و.‌‌.. وقت می‌گذرانیم که گویی از دهه‌ی دوم زندگی راوی تا دهه‌ی سوم و چهارم با او همراه بوده‌‌ایم و تمام دغدغه‌های زنانه راوی برای‌مان قابل درک است.


بخشی از کتاب

” از جا می‌پرم، دستم را به دیوار می‌گیرم و از اتاق‌خواب می‌آیم بیرون. سامیار توی اتاقش نیست. دلم هری می‌ریزد پایین. توی سالن سرک می‌کشم. توی آشپزخانه. توی حمام و توالت. نیست… همان‌جا کنار دیوار توالت می‌نشینم و نفس می‌کشم. یک‌دفعه یادم می‌آید امروز صبح با تاکسی فرستادمش مهدکودک. باورم نمی‌شود یادم رفته باشد. خودم بیدار شده بودم، خودم به‌زور دو سه لقمه‌ای چپانده بودم توی دهانش، خودم لباس‌خوابش را کنده بودم و بلوز و شلوارش را تنش کرده بودم و توی کیفش آب‌پرتقال و بیسکویت گذاشته بودم و به تاکسی سر کوچه زنگ زده بودم یک راننده‌ی مطمئن بفرستد تا ببردش مهدکودک. نکند دارم آلزایمر می‌گیرم…»

این کتاب برای چه کسانی است؟

اين کتاب برای تمام کسانی است که بايدونبايدها و نقش‌های متعدد اجتماعی مثل مادر بودن، همسر بودن و… آنها را از خود واقعی‌شان دور کرده است و بين دوراهی آنچه که از نقش اجتماعی‌شان به‌عنوان يک مادر، يک همسر و… توقع می‌رود و آنچه شخصيت درونی‌شان هست، مانده‌اند.


مشخصات کتاب

نام کتاب: احتمالاً گم شده‌ام
نام نویسنده : سارا سالار
نام ناشر : نشرچشمه
سال انتشار : 1397
نوبت چاپ : 10
موضوع اصلی : ادبیات
موضوع فرعی : داستان بلند فارسی
زبان کتاب : فارسی
شابک : 9789643625429

جلد کتاب : شومیز
قطع کتاب : رقعی
تعداد صفحات : 143 صفحه
وزن کتاب : 150 گرم
قیمت کتاب : 140,000ریال

منبع مدیریت استراتژیک بدن

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا