مقاله

سردرگمی در زندگی

سردرگمی در زندگی

سردرگمی در زندگی _ گاهی وقتها، انسان دچار پوچی و بلاتکلیفی در زندگی می شود و احساس بی هدفی می کند. اگر در مسیر زندگی و تصویرسازی از آینده تان دچار سردرگمی هستید و احساس بیهودگی می کنید، یا اگر می ترسید که همچین احساسی به سراغتان بیاید، یا به سراغتان آمده؛ این مطلب را همراه ما دنبال کنید.

سرگردرگمی چیست؟

عده ای از مردم مشکلی دارند، که علائم آن گیجی و سرگردانی است. آنها احساس پوچی و بی هدفی می کنند و هر روز به دنبال کسی یا چیزی به عنوان هدف می روند، ولی روز بعد متوجه می شوند که آن هدف نمی تواند آنها را راضی کند. برای همین آن را رها می کنند و هدف دیگری را دنبال می کنند. این گونه است که افراد همواره احساس تنهایی و کمبود می کنند.

سردرگمی از چه چیزی نشات می گیرد؟

اشخاصی که بیشتر از اندازه منطقی می باشند، باید اطلاع داشته باشند که منطق و قسمت نیمکره چپ مغز شما، قسمت بسیار کوچکی از توان وجود شما به حساب می آید. با این وجود شما تلاش می کنید تمام زندگی خود را با نیمکره چپ مدیریت کنید.
دقیقا به همین دلیل می باشد، که در زندگی خود به سردرگمی و گیج شدن می‌رسید. بخاطر اینکه توان ضمیر خودآگاه شما محدود خواهد شد. ولی به چه صورت می توان این مشکل را برطرف کرد؟
قسمتی که مسئول واکنش های ناخودآگاه در وجود شما می باشد، در طی میلیون ها سال تکامل به شرایط فعلی می‌رسد، تا بتواند در لحظه های سرنوشت ساز و حیاتی سریعا به عمل بپردازد. و زندگی شما را محفوظ کند. تصور کنید در حال رانندگی می باشید .و یکباره یک سگ در وسط جاده آشکار می شود.

در این صورت اگر قرار باشد که به طور خودآگاه به عمل کردن بپردازید، ابتدا بعد از مشاهده کردن موجود در وسط جاده و بعد انجام دادن محاسبات ریاضی، تصمیمات ضروری را داشته باشید، تصادف شما را به طور قطع اتفاق می‌افتد.
ولی در این لحظات ضمیر ناخودآگاه وارد عمل می‌شود.سردرگمی در زندگی و به سرعت از خود واکنش نشان می دهد. در حقیقت، هنگامی که ضمیر خودآگاه به عاجز شدن می رسد، ضمیر ناخودآگاه می تواند با داشتن توان بی نهایت در خود، واکنش های ضروری را از خود نشان دهد.

بهره منطق در زندگی

در واقع، اشخاصی که فقط از منطق بهره می‌برند، درصد بسیار کمی از ذهن خود را مورد مصرف قرار می‌دهند .در حقیقت، قسمت منطقی و نقشه کشیدن در ذهن شما به آسانی می‌تواند گیج و سردرگم شود. سردرگمی در زندگیبه دلیل اینکه راه زندگی، پیچیدگی فراوانی پیدا خواهد کرد، عملاً امکان نقشه کشیدن را از شما خواهد گرفت. نقشه سیم کشی های عصبی منطقی در قسمت ذهن انسان، ده ها برابر ضعیف تر از احساسات و دیگر قسمت های ذهن شما می باشند.

چرا دچار سردرگمی می شویم؟

مشکل افرادی که دچار سردرگمی می شوند این است که نظام هستی و هدف اصلی خلقت انسان و جهان را نشناخته اند. این افراد باید بدانند که:

  • چرا خداوند انسان را خلق کرده است؟
  • ماموریتی که خداوند به انسان سپرده است، چیست؟
  • هدف از حیات دنیوی و اخروی چیست؟

بی معنایی، امروزه در زندگی بسیاری از افراد وجود دارد. بنابراین، معنا بخشیدن در زندگی، به یکی از اصلی ترین دغدغه های بشر تبدیل شده است.
انسان زمانی که با وضعی تغییر ناپذیر رو به رو می شود، این فرصت را دارد که به ژرف ترین معنای زندگی دست یابد اما از آنجایی که به نظر می رسد انسان ها به ویژه جوانان روز به روز از دست یابی به چنین معنایی، فراری هستند، مهمترین رسالت امروز، عمق و معنا بخشیدن به هر چیز و یا فعالیتی است که انجام می شود.

اکثر مردم، امروزه معنایی برای زندگی خود ندارند، نمی دانند چرا باید زندگی کنند، به همه چیز عادت گونه نگاه می کنند و مسئولیت پذیر نیستند. و از سویی، جدای از این نوع نگرش که ناشی از روند کلی بشر است، برخی مسائل و مشکلات نیز انسان را به پوچی و بی انگیزگی می رساند.

چگونه از سرگردانی رهایی پیدا کنیم؟

تمام سردرگمی‏ در زندگی، از «ندانستن» ما به معنای آگاه نبودن ما می‏ آیند. چون جوابی پیدا نکرده ایم، تنبلی و راحت‏ ترین راه را پیشه کرده ‏ایم؛ که بنشینیم و نگاه کنیم و به گردن تقدیر بیاندازیم و بگوییم که زندگی همین است و ما محکوم به گذراندن آن و محکوم به بی‏ هدف گشتن، هستیم؛ یا به پوچی و بی‏اعتقادی برسیم.
اما یک وضعیت سردرگمی در زندگی، یعنی نشانه ای از عدم تصمیم گیری قاطع. و اگر می دانید که در وضعیت سردرگمی قرار دارید، این یعنی، شرایطی که در آن هستید، فرصت خوبی برای جهش است.

در ادامه، راهکارهای عملی برای خلاص شدن از این گرفتاری ذهنی را می خوانید:

راهکار شماره یک _  نفس عمیق بکشید و بدانید این شرایط گذراست

مسیر موفقیت و پیشرفت، مسیر صاف و ساده و آسفالت شده برای شما نیست، تا حاضر و آماده به مقصد برسید. اتفاقا مسیر موفقیت های بزرگ، پر از پیچ و خم و دست اندازهای بزرگ است، پر از آدرس های اشتباه، تابلوهای کم رنگ، و پمپ بنزین های دور از هم هست.
اگر تصمیم گرفتید این مسیر را بپیمایید، باید برای طی کردن آن آمادگی لازم و صبر هم داشته باشید. مهم نیست چقدر طول بکشد به مقصد تان برسد، تنها چیزی که مهم است دو مورد است:

1. در مسیر صحیحی قرار گرفته باشید
2. از مسیرتان لذت ببرید

باقی چیزها خود به خود سرجای صحیح خودشان قرار می گیرند. پس اگر سردرگمی در زندگی اذیت تان میکند، به این فکر کنید که چه مسیری را انتخاب می کنید، و فقط به قدم صحیح بعدی فکر کنید.

راهکار شماره دو  _ در عدم قطعیت غرق شوید و لذت ببرید

در دوران جوانی، وقتی که تجربه کمتری از زندگی داریم، همیشه به فکر اینکه چطور زندگی را در دستان مان و در کنترل کامل داشته باشیم، مضطرب و پریشان هستیم.

زندگی واقعی خارج از کنترل کامل شماست، شما فقط قسمت کوچکی از بخش های زندگی را می توانید به صورت کامل کنترل کنید که آن هم مربوط به شما می شود. مثلا می توانید خودتان تصمیم بگیرید ورزش کنید، و شرایط بدنی تان را تحت کنترل داشته باشید.
اما نمی توانید مدیر مدرسه یا استاد دانشگاه تان را کنترل کنید، نمی توانید مشتری هایتان را کنترل کنید، نمی توانید فروشنده سرکوچه تان را کنترل کنید… نه نمی توانید کنترل کنید.

عدم کنترل و پذیرش

پس، باید از فکر کنترل کردن هم بیایید بیرون، وگرنه اضطراب و نگرانی در طول تمام لحظات خوش تان، گریبان گیرتان خواهد شد. بنابراین، سردرگمی در زندگی را نداشتن کنترل بر زندگی نپندارید. شما کافی است مقصد و مسیر را مشخص کنید، و اینکه چه اتفاقاتی در طول مسیر برایتان خواهد افتاد خارج از کنترل شماست و این طبیعی است.

راهکار شماره سه _ تجربه کسب کنید

شاید دوست داشته باشید عشق و علاقه تان را دنبال کنید و یا کاری که اشتیاق زیادی به آن دارید، خب این خیلی خوب است. اما تا جایی که، گیج می شوید که به چه چیزی علاقه دارید !یعنی زمانی که، نمی دونید چه دوست دارید؟ چه کاری بیشتر به شما حس خوبی می دهد؟ یک زندگی خوب چطور باید باشد؟ سردرگمی در زندگی
خب، مشکلی نیست، بروید بیرون و تجربه کنید. کارهای مختلفی را تجربه کنید، شغل های مختلفی را امتحان کنید، شیوه زندگی متفاوتی را تجربه کنید. توجه داشته باشید، شما اگر در کاری که دوست نداشته باشید، کل زندگی تان را مشغول شوید، خیلی زود خسته می شوید و زندگی برایتان بی معنا می شود. سردرگمی در زندگی

پس، کارهایی که از انجامشان لذت می برید را انجام دهید، کارهایی که به شما حس خوبی می دهند؛ اگر در زندگی سردرگم هستید، یکی دیگر از کارهایی که خیلی سریع شما را از سردرگمی در زندگی خلاص می کند، شروع به انجام کارهایی است دوست دارید و از انجامش لذت می برید.

راهکار شماره چهار  _ لیستی از چیزهایی که دوست دارید و دوست ندارید درست کنید

راهکار شماره چهار سردرگمی در زندگی، قسمتی از راهکار شماره سه را هم شامل می شود. با چند تفاوت مهم؛ دنبال کردن عشق و علاقه تان کار خوبی است و هیچکس خلاف آنرا توصیه نمی کند، اما اگر نمی دانید عشق و علاقه تان چیست چه کار کنید؟

بهترین کار در این مرحله، برای رهایی از سردرگمی در زندگی، پیدا کردن اشتیاق شماست. برای پیدا کردن اشتیاق تان، باید رویایی داشته باشید. خودتان را در آن رویا ببینید و با خودتان فکر کنید برای سریع تر رسیدن به این رویا باید چه کارهایی انجام بدهم؟ مثلا اگر پرواز با بهترین هواپیمای دنیا به عنوان خلبان رویای شماست، حتی فروش بلیط هواپیما لذت بیشتری به شما می دهد تا کار کردن در یک شرکت کامپیوتری.

برای این منظور لیست باید تهیه کنید؛

لیستی که شامل دو ستون است و ستون اول را از کارهایی که به آنها علاقه دارید پر کنید، و ستون دوم را از کارهایی که به آن علاقه ندارید.
وقتی می خواهید کاری را انتخاب کنید، دقت کنید چند مورد از ستون اول و چند مورد از ستون دوم را شامل می شود؟ اگر بیشترین موارد در بخش کارهایی که به آنها علاقه دارید بود، پس آن کار به احتمال قوی کار مورد علاقه شما خواهد بود.

راهکار شماره پنج  _ نقاط قوت تان را بشناسید

در رهایی از سردرگمی در زندگی، این نکته را فراموش نکنید: کار کردن بر روی نقطه قوت تان به مراتب باعث پیشرفت بیشتر شما می شود تا بهبود نقاط ضعف تان. اما باید بدانید نقطه قوت تان چیست؟

از لیست های راهکار شماره چهار استفاده کنید. چه مهارت هایی دارید؟ چه کارهایی را بدون تمرین و به راحتی بهتر از دیگران انجام می دید؟ وقتی بچه بودید، در بین دوستانتان به انجام چه کارهایی معروف بودید؟ چه کارهایی را دوست دارید معمولا داوطلبانه انجام بدید؟ از چه تیپ شخصیت هایی بیشتر خوشتان می آید؟
و وقتی پاسخ این سوالات رو پیدا کردید، مستقیم در مسیر نقاط قوت تان حرکت کنید. کارهایی را انجام دهید که باعث تقویت نقاط قوت تان می شود، کارهایی که باعث میشود از مهارت ها و استعدادهایی که دارید، استفاده کنید.

نتیجه گیری سردرگمی در زندگی:

سردرگمی در زندگی، احساس خیلی بدی است. اما سکوی پرتابی به سمت زندگی ایده آل تان خواهد بود چون فرصتی برای شناخت خودتان و محیط اطرافتان است. در انتها باید بگوییم که همواره ما در مسیر انتخاب قرار داریم و این امر می‌تواند سرنوشتمان را رقم بزند پس بهترین انتخاب‌ها می‌تواند آینده‌ای روشن را برایمان به ارمغان آورد.
اکثر ما در زندگی، دچار دو گانگی یا سر درگمی هایی می‌شویم، اما می‌توانیم با امتیاز دادن به ویژگی های مثبت هر کدام بهترینشان را برای خود برگزیده و یک عمر در آرامش خیال با وجدانی آسوده، از انتخاب درست زندگی کنیم.

افراد موفق ممکن است تک تک دقیقه های هر روز خود را برنامه ریزی نکنند، اما پیش از آغاز روز، برنامه ای کلی برای گذران آن دارند. آنها برنامه روزانه شان را مبنای گذران روز خود قرار می دهند و سپس در جهت رسیدن به اهدافشان قدم بر می دارند که این، در نهایت منجر به رهایی از سردرگمی در زندگی و موفقیت شان خواهد شد.
پس، اهداف خود را روی کاغذ بیاورید و آن را در معرض دید خود قرار دهید. سپس خودتان را به رسیدن به آنها موظف کنید. با این حال اگر موفق به انجام همه ی آنها نشدید خود را سرزنش نکنید. در عوض روز بعد تمرکز خود را روی اهدافتان بیشتر کنید.

منبع مدیریت استراتژیک بدن

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا