معرفی کتاب

کتاب مردان بدون زن

کتاب مردان بدون زن

کتاب مردان بدون زن ، مجموعه ای از داستان های کوتاه (Men Without Women: Stories) نوشته ی هاروکی موراکامی (Haruki Murakami 村上 春樹) است، که نخستین بار در سال 2014 انتشار یافت. این کتاب جذاب و خیره کننده، اولین اثر داستانی بزرگی است که موراکامی، این نویسنده ی پرطرفدار و دوست داشتنی، پس از رُمان بسیار پرفروش خود، یعنی کتاب «سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش» به انتشار رسانده است. اگر رمان را خوانده باشید، قطعا متوجه خواهید بود که در اصل رنگ، برای موراکامی به مثابه ی عشق و علاقه است. این کتاب را نیلوفر شریفی ترجمه و نشر مروارید به چاپ رسانده است.

درباره نویسنده کتاب مردان بدون زن

هاروکی موراکامی  در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته خودش در آوریل سال ۱۹۷۴ در هنگام تماشای یک مسابقه بیسبال، ایده اولین کتاب‌اش به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در همان سال یک بارِ(کلوب) جاز در کوکوبونجی توکیو گشود.

در سال ۱۹۷۹ اولین رمانش به آواز باد گوش بسپار منتشر شد و در همان سال جایزه نویسنده جدید گونزو را دریافت کرد و در سال ۱۹۸۰ رمان پینبال (اولین قسمت از سه گانه موش صحرایی) را منتشر کرد. در سال ۱۹۸۱ بار جازش را فروخت و نویسندگی را پیشه حرفه‌ای خودش کرد.

در سال ۱۹۸۲، رمان تعقیب گوسفند وحشی از او منتشر شد که در همان سال جایزه ادبی نوما را دریافت کرد. در اکتبر ۱۹۸۴ به شهر کوچک فوجیتساوا در نزدیکی کیوتو نقل مکان کرد و در سال ۱۹۸۵ به سنداگایا.

در سال ۱۹۸۵، کتاب سرزمین عجایب و پایان جهان را منتشر کرد که جایزه جونیچی را گرفت. رمان جنگل نروژی، که گاه به اشتباه چوب نروژی نیز ترجمه می‌شود، در سال ۱۹۸۷ از موراکامی منتشر شد. در سال ۱۹۹۱ به پرینستون نقل مکان کرد و در دانشگاه پرینستون به تدریس پرداخت. در سال ۱۹۹۳ به شهر سانتا آنا در ایالت کالیفرنیا رفت و در دانشگاه هاوارد تفت به تدریس مشغول شد. او در سال ۱۹۹۶ جایزه یومیوری را گرفت و در سال ۱۹۹۷ رمان زیرزمینی را منتشر کرد. در سال ۲۰۰۱ به ژاپن بازگشت.

نویسنده ی شهیر ژاپنی، در 70 سالگی همچنان بسیار پر مشغله و پر کار است. او در سال 2016 دو کتاب غیر داستانی با نام های «صرفا در باب موسیقی» و «هاروکی موراکامی به دیدار هایائو کاوایی می رود» را منتشر کرد.

گفتنی است که او در سال 2011 مبلغ صد هزار دلاری جایزه ی کاتالونیا را به قربانیان حادثه ی اتمی فوکوشیما تقدیم کرد. موراکامی، از دانشگاه های تافتس، پرینستون و لیژ، دیپلم افتخار دریافت کرده و در سال 2015، در لیست تأثیرگذارترین افراد جهان قرار گرفته است.

از داستان های او برای خلق نمایشنامه، فیلم و حتی بازی ویدیویی اقتباس صورت گرفته است. موراکامی، خود را به جای هنرمند، یک کارگر می داند.
او هرروز صبح، ساعت 4 از خواب بیدار می شود و حداقل به مدت 5 ساعت می نویسد. سپس، پیاده روی و شنا می کند و شب هم ساعت 9 می خوابد. در ضمن، در این روتین هیچ وقت تغییری ایجاد نمی شود.

موراکامی تا به حال 33 کتاب نوشته، چندین و چند جایزه ی معتبر را از آنِ خود کرده و آثارش به 50 زبان مختلف ترجمه شده است.همچنین می توان او را محبوب ترین نویسنده ی حال حاضر دنیا، حداقل در میان رمان نویسان مطرحِ کنونی برشمرد.

خلاصه کتاب مردان بدون زن

موراکامی در هفت داستان کوتاه، به زندگی مردانی می پردازد که هر کدام به طریقی، احساس تنهایی و انزوا می کنند. در این مجموعه، گربه هایی عجیب، میخانه هایی دودگرفته، قلب هایی تنها، زنانی اسرارآمیز و بسیاری از شگفتی های دیگر گرد هم می آیند و داستان هایی فراموش نشدنی و تأثیرگذار را به ما هدیه می دهند. موراکامی موفق شده که با بهره گیری از شوخ طبعی ها و تخیلات بی پایان خود، کتاب موفق دیگری را خلق کند که می توان آن را یک اثر کلاسیک معاصر نامید.

چند دلیل برای این که کتاب مردان بدون زن را بخوانید…!

کتابی که این بار درباره اش صحبت می کنیم، در سال 2014 به زبان ژاپنی منتشر و تنها بعد از چند ماه به انگلیسی نیز ترجمه و چاپ شد. این کتاب شامل چند داستان کوتاه از مردانی است که به دلایل متعد، زنِ زندگی شان را از دست می دهند. دلایلی همچون انتخاب های نادرست یا تصمیم گیری های غلط، که این از دست دادن ها از آنان مردانی دردمند، تنها، افسرده و بی رنگ می سازد.
تعدادی از داستان های کوتاه این عنوان، قبلا در مجلات پرفروش و معتبر ادبی ژاپن چاپ شده بود.

هاروکی موراکامی درباره ی داستان های کوتاهش می گوید:
«برای من نوشتن رمان یک چالش و نوشتن داستان کوتاه لذت است. اگر نوشتن رمان را به ساختن جنگل تشبیه کنیم، نوشن داستان کوتاه به مثابه ی ساختن یک باغ است.»

تمام کاراکترهای داستان های موراکامی به موسیقی علاقه ی زیادی دارند و البته برای آن ها موسیقی شرق و غرب گویی تفاوت چندانی ندارد، و این ها تنها کلماتی است که برای جدا کردن خاستگاه موسیقی به کار می رود. شاید برای یک آمریکایی گوش دادن ژاپنی ها به جاز عجیب و غیر معمول باشد، اما از منظر موراکامی این قبیل موسیقی ها جزو لاینفک علاقه ی موسیقایی ژاپنی ها و یا هر ملت دیگری است.

از این رو تفکیک ملیتی در هنر اشتباه است:
آنچه هنوز از ((میم)) خوب به خاطر دارم، این است که (( آسانسورموزیک)) را خیلی دوست داشت. ژانری در موسیقی و نوعی موسیقی خاص است که بیشتر در آسانسور ها می شنوی. مثل موزیک موسیقی دانان مشهوری چون: پرسی فیث، مانتوناوی، رایموند لفیفر، فرانک چاکسفیلد، فرانسیس له.

منشاء علاقه به موسیقی…

موراکامی در سال 1964، در شهر کوبی با درامری به نام آرت بلیکی ملاقات کرد و از همان زمان، دلباخته ی موسیقی جاز شد. او در سال 1974 از خانواده و دوستانش مقداری پول قرض گرفت تا یک کلوب جاز به اسم «پیتر کت» باز کند. چرا؟!

خیلی ساده است. او به موسیقی جاز و گربه ها عشق می ورزید و نام گربه ی خودش هم پیتر بود. هاروکی به همراه همسرش، یوکو، این کلوب را به مدت هفت سال اداره کردند. کلوب او در ابتدا در حومه ی شهر بود اما بعد از آن به محله ای در مرکز توکیو منتقل شد. آن ها در روز، قهوه سرو می کردند و شب ها، غذا و نوشیدنی می فروختند. گروه های جاز همیشه اجرای زنده در کلوب داشتند.

موراکامی اکثر کارها را مثل شستن ظرف ها، هماهنگ کردن با گروه های موسیقی، تمیز کردن زمین، درست کردن نوشیدنی ها، بیرون کردن مزاحمان و … را خودش انجام می داد. یوکو و هاروکی، خودشان دکور و تزئینات کلوب را درست می کردند و بیشتر هم از تصاویر گربه ها استفاده می کردند.

موراکامی در زمان استراحت خود، در گوشه ای از کلوب می نشست و می نوشت. دو رمان اول او به همین شکل به وجود آمدند. جای تعجبی نیست که کتاب هایش، پر هستند از ارجاعات بی شمار به گربه ها، کلوب ها و البته موسیقی جاز. «پیتر کت»، تجارت موفقی بود اما این زوج درنهایت کلوب را تعطیل کردند تا هاروکی بتواند زمان بیشتری را به نوشتن اختصاص دهد.

نظر منتقدین…

مایکل ماگراس هم، عضو حلقه منتقدین کتاب ملی آمریکا که آثارش در نشریات متعددی چون «استار تریپون»، «سان فرانسیسکو کرونیکل»، «فیلادلفیا اینکوایرر» و «میامی هرالد» ‌منتشر می‌شود، این نقد کوتاه را بر مجموعه داستان تازه ترجمه‌شده‌ موراکامی نوشته است…

«ماشینم را بران» یکی از داستان‌های این مجموعه است که نام ترانه‌ای از «بیتلز» را یدک می‌کشد. داستان موراکامی یادآور ترانه‌ای است که در آلبوم Rubber Soul ، این چهار شگفت‌انگیز عرصه‌ موسیقی راک اند رول منتشر شده بود. موراکامی پیش‌تر نیز یکی از پرطرفدارترین رمان‌هایش یعنی «جنگل نروژی» را به نام یکی از ترانه‌های این گروه انگلیسی نام‌گذاری کرده بود.

داستان «ماشینم را بران» از کتاب مردان بدون زن

داستان «ماشینم را بران» درباره بازیگری است که همسر سابقش اخیرا فوت کرده. گواهینامه او توفیق شده؛ به همین دلیل کمپانی تئاتری که در آن کار می‌کند، زن جوانی را به عنوان راننده برایش استخدام می‌کند. او پیش این زن اعتراف می‌کند که شاید همسرش را خوب نشناخته و شاید چیزی درون آن زن بود که او هرگز به آن دست پیدا نکرده.

راننده این سوال را مطرح می‌کند که هیچ یک از ما توانسته‌ایم کاملا فرد دیگری را بفهمیم؟ این پرسشی است که با آن می‌شود بسیاری از شخصیت‌های مرد این مجموعه داستان را تعریف کرد. این همان تم محوری است که هفت داستان این کتاب را به هم پیوند می‌دهد.

نکته…

چه در روابط و چه در زمان رانندگی، هر یک از ما نقاط کوری داریم. چالش‌ اصلی آگاهی پیدا کردن نسبت به آن‌ها و جلوگیری از تصادم آسیب‌زننده آن‌هاست. این‌که احتمال پیش‌آمدن چنین سوالی بیشتر برای مردان وجود دارد تا زنان، مساله‌ای را درباره جهان‌بینی موجود در این اثر روشن می‌کند.

موراکامی همیشه تمایل دارد برای توصیف خصوصیات زنان از جزییاتی غیرتملق‌آمیز صحبت کند. برای مثال، «چیز دلسردکننده‌ای در صورت راننده زن جوان بود و گوش‌های برآمده‌اش مثل دیش‌های ماهواره در مکانی دوردست به نظر می‌رسیدند.»

شباهت کتاب مردان بدون زن

این کتاب همنام با مجموعه داستان سال ۱۹۲۷ «ارنست همینگوی» است، اما نثر اثر بیشتر به سبک نویسندگانی چون «رابرت بی. ‌پارکر» شباهت دارد. اگر پیش از این با کتاب مردان بدون زنان نوشته ی ارنست همینگوی نیز آشنایی داشتید، حتما می دانید که آن کتاب نیز متشکل از 14 داستان کوتاه درباب مردان بدون زنان است.

هر دوی این کتاب از دو دنیای متفاوت از مردانی سخن می گویند که گویی بدون زن همه شان شبیه هم هستند. شاید قلم ارنست میلر همینگوی سر راست و بی تکلف باشد، اما موراکامی برای پرداختن به کوچکترین چیزی از از دقیق ترین و ریزبینانه ترین واژه ها استفاده می کنند:
آهسته نفس می کشید و شانه هایش آهسته بالا و پایین می رفت غذایی که خورده بود، کم کم در دستگاه گوارشش شروع به هضم شدن می کرد.

طرفدار دوآتشه!

موراکامی هیچ ابایی از تعریف و تمجید از نویسندگان مورد علاقه اش ندارد. وبسایت شخصی این نویسنده ، از ریموند چندلر، کرت ونه گات و ریچارد براتیگان به عنوان افرادی نام برده که بیشترین تأثیر را بر موراکامی داشته اند. اما او اصلاً طرفداری منفعل نیست. موراکامی با اشتیاق فراوان، علاقه ی خود به داستان های آمریکایی را با مخاطبین ژاپنی سهیم می شود.

او، مترجمی پرکار و فعال است و کارهای زیادی را از نویسندگانی چون سلینجر، ریموند کارور، فیتزجرالد، جان ایروینگ، تیم اوبراین، ترومن کاپوتی و بسیاری دیگر ترجمه کرده است. گفتنی است که موراکامی در سال 2006، بالاخره کاری که همیشه آرزوی انجامش را داشت را تمام کرد و کتاب «گتسبی بزرگ» را به ژاپنی برگرداند.

شخصیت ادبی نویسنده کتاب مردان بدون زن

موراکامی، اصلاً نویسنده ی عصا قورت داده ای نیست که به خاطر آثار ادبی اش مورد احترام باشد، بلکه شخصیتی بسیار دوست داشتنی و متواضع است. مخاطبین با هیجان، لذت و برقراری ارتباطی صمیمی نسبت به آثار موراکامی واکنش نشان می دهند، انگار که این آثار، نامه هایی از یک دوست قدیمی هستند. شاید هم آثار او دقیقاً همین باشند.

موراکامی، مفاهیمی چون شکوه، لذت، افسوس، بیگانگی و هیجان را در زندگی روزمره و اشیایی عادی چون کتاب، ترانه و یا یک کاسه ی پر از رشته فرنگی را پیدا می کند، و داستان خود را با استفاده از این چیزهای ساده، از آخر به اول می سازد.

سبک سورئال کتاب مردان بدون زن

مساله ی بعدی که شاید شما را ترغیب به خواندن این کتاب کند، این است که در کمال تعجب، یکی از داستان های این مجموعه به سبک سوررئال نوشته شده است.
شاید بعضی از خوانندگان از این‌که تنها چند داستان از این مجموعه به سبک معروف «موراکامی» یعنی سورئال نوشته شده‌، غافگیر شوند. بهترین داستان با این سبک، «سامسای عاشق» است که در آن شخصیت اصلی در اتاقی ناآشنا در پراگ از خواب بیدار می‌شود و می‌فهمد به «گرگور سامسا» تبدیل شده و نمی‌داند چه بر سر پوسته‌ محافظش آمده.

داستانی به نام سامسا عاشق می شود…

اگر رمان مسخ کافکا را خوانده باشید، پس حتما اسم سامسا برایتان آشنا است. کاراکتر اصلی این داستان از موجودی ناآشنا به انسانی به نام گرگور سامسا(شخصیت اصلی کتاب «مسخ» کافکا که به سوسکی عظیم‌الجثه تبدیل شد) مسخ شده بود:

با خودش فکر کرد این دیگر چه جور بدنی است؟ با ترس و تعجب به بدن برهنه و عجیب و غریبش نگاه می کرد و قسمت هایی از بدنش را که نمی توانست ببیند با دست هایش لمس می کرد. نه تنها بدنش بدشکل شده بود، بلکه هیچ حفاظ دفاعی هم نداشت. پوستش سفید و نرم شده بود( که فقط با لایه ای نازک و رقت بار از مو پوشیده شده بود. حتی می توانست رگ های ظریف آبی رنگش را زیر پوستش ببیند.)

نکته…

اکثر اِلمان‌های آشنای کارهای «مورکامی» این‌جا هم دیده می‌شود؛ گربه‌ها، موسیقی ‌جازِ امثال «تدی ویلسون» و «کلیفورد براون»، بازی بیسبال و… اگر این داستان‌ها عرصه جدیدی را برای «موراکامی» باز نکنند، هنوز هم می‌توان گفت که نیم‌نگاهی قابل تامل در مورد نوع مشخصی از ذهن مردانه به مخاطب ارائه می‌هند.

تنومندی گواه بر فقدان احساس نیست!

مردان بدون زن ، در واقع نگاه انتقادی موراکامی به جامعه و نگاه های غلط ژاپن به مردان است، که آنها را با جسم تنومند آسیب پذیر نمی داند! تا آن جا که درصورت جدایی زن و شوهر دیگر حق ندارند به یکدیگر نزدیک شوند، ولو به پشیمانی و سرگشتگی مردان تمام شده باشد.

قهرمان های موراکامی همواره مابین معنویت و دنیای مادی معلق و پا در هوا هستند. آن ها در این بینابین کاملا فروتن، مثبت و صد البته شوخ هستند و به طوری اغلب شان را دوست خواهید داشت:
آن وقت ها هر وقت همسرم عقیده ای را بیان می کرد، مثل وحی منزل در گوشم طنین انداز می شد. شاید آدم ها اوایل ازدواج شان این گونه اند،( هرچند بهتر است که با لحن بهتری نظرات مان را بگوییم).

توصیه های کتاب مردان بدون زن

A beguilingly irresistible book.
کتابی هیجان انگیز که نمی توان در برابرش مقاومت کرد.
The New York Times Book Review
________________________________________
Time and again in these seven stories, Murakami displays his singular genius.
مورکامی در این هفت داستان، نبوغ منحصر به فرد خود را دوباره به نمایش می گذارد.
Los Angeles Times
________________________________________
Charming and funny.
جذاب و بامزه.
Vulture

 


ویژگی های کُلی کتاب مردان بدون زن

• اثری پرفروش در اروپا و آمریکا
• موراکامی از پرفروش ترین نویسندگان ژاپن و آمریکا
• در ابتدا تصمیم ناشر برای چاپ این کتاب بر روی 300 هزار نسخه بود اما به دلیل مشکلات حمل و نقل و هزینه های جانبی، چاپ آن به 200 هزار نسخه کاهش پیدا کرد.
• این کتاب با عنوان «مردان بدون زنان» توسط نشر آوای مکتوب و نشر ماهابه نیز منتشر شده است.

 

کتاب مردان بدون زن را می توانید از اینجا بخوانید

 


قسمت هایی از کتاب مردان بدون زن

• پس شاید درنهایت، چالش این باشد: این که به جدی ترین و آگاهانه ترین شکلی که می توانی به قلب خود بنگری و با چیزی که در آنجا پیدا می کنی، به صلح برسی. اگر امیدواریم که شخصی دیگر را به درستی درک کنیم، باید از درون خودمان شروع کنیم.
• موسیقی می تواند جان تازه ای به خاطرات بخشد، و گاهی آنقدر باقدرت این کار را می کند که آن خاطرات، دردناک می شوند.

توضیحات پشت جلد:

داستان مردان بدون زن موراکامی به یکی از بزرگترین موضوعات زندگی به نام عشق پرداخته و توانسته با مهارتی خاص، به طور سیال و مفصل حالات انسانی را، از تمام جهات بررسی نماید و به شکل داستانی زیبا آن را به تصویر بکشد.

موراکامی در مورد کتاب مردان بدون زن می گوید: «من در مورد داستان مردان بدون زن سعی کرده ام دنیای مردانی را به تصویر بکشم که مدام در زندگی شان به دلیل انتخاب های نادرست و تصمیم گیری های غلط… هر بار شکسته و ترک دار شده اند. مردان بدون زن، داستان مردانی افسرده و اندوهگین است. مردانی تنها و دردمند، مردانی بدون رنگ.

مشخصات کتاب مردان بدون زن (مجموعه داستان)

عنوان: مردان بدون زن (مجموعه داستان)
موضوع: داستان های کوتاه ژاپنی قرن 20
نویسنده: هاروکی موراکامی
مترجم : نیلوفر شریفی
ناشر: مروارید
سال انتشار: ۱۳۹۷
تعداد چاپ: ۲
قطع: رقعی
عرض: ۱۴.۵
ارتفاع: ۲۱.۵
نوع جلد: نرم
تعداد صفحات: ۱۳
قیمت: ۱۶۰,۰۰۰ ریال

منبع مدیریت استراتژیک بدن

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا